![]() |
![]() |
|
|
|
امروز من هشت ماهه شدم. بفرمایید دهنتونو شیرین کنید تا مامان اعظم هم از شر این شکلاتا راحت بشه! رو دستش باد کرده! به هر بدبختی که بود حرکت رو به جلو رو یاد گرفتم. اولش خیلی سخت و طاقت فرسا بود. به طوری که حس ترحم هر ببنندهای را تحریک میکرد. ولی با تمرینات فشرده و چندین ساعته کم کم داره بهبود پیدا میکنه. حالا دیگه رسما جزء خزندگان شدم. ایستادن هم کم کم داره سر و کلهاش پیدا میشه ولی فعلا هیچ ادعایی نمیتونم در موردش داشته باشم و بعد از انداختن این عکس هم با کله خوردم زمین و حسابی از دست خاله حمیده دلخور شدم! این هم یک لبخند زیبا تقدیم به همهی دوستای خوبم. همیشه شاد باشید. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1:8 توسط آلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| نویسندگان |
|
آلا مامانی بابا |
| پیوندها |
|
خاله حمیده خاله مولود بهار جونم روزبه روحی |
|
RSS
|