تبليغاتX
آلا - پدرانه
Lilypie 1st Birthday Ticker

هنوز هم باورم نمیشه که قراره پدر بشم!پدر کلمه سنگینیه، احساسم  اینه که  پدر باید یه آدم عینکی و پا به سن گذاشته باشه که کت و شلوار پوشیده باشه و هر از گاهی از زیر عینک نگاهی عاقلانه به بچه اش بیاندازه و یا نصیحت کنه و یا از جوونیای خودش بگه! خلاصه تو مایه های من نیست؛آخه بابا هنوز چیزی از بچگیم نگذشته که. روزهای بازیگوشی و جست وخیزهای کودکانه همین چند وقت قبل آن هم به اضطرار شرایط سرکوب شده بودند ، ولی انگار یه صحبتهایی هست که قراره من هم پدر بشم. روزی که فهمیدم قراره پدر بشم یادمه، از سرکار که اومدم فاطمه رو گریان و خیره به مانیتور دیدم.

 -عزیزکم چی شده؟ من رو به برگه ی آزمایشی که روی میز بود حوالت داد، در برگه ثبت شده بود    Beta-HCG=211 و 20≤ رو POSITIVE  معرفی کرده بود . بی وجدان چقدر هم از 20 فاصله داشت  ودر POSITIVE بودنش هم خدشه ای نبود ولی من که حالیم نبود HCG چیه حتماً بد چیزیه که فاطمه رو چنین مشوش ساخته ، شاید ایدزه ؟ ولی بابا ایدز که HIV بود، نمی دونم چرا ولی یهو گفتم : حامله ای؟؟! و جواب تکان سری بود به تایید سوال و سیل اشکی بود جاری .

و من مبهوت وخندان ! آخه این که بدونی یه روزی پدر می شی با اینی که بدونی پدر شدی خیلی فرق داره!!

به هر حال آلا کوچولو در حال تشریف فرمایی هستند و سیگنالهای هشدار دهنده شون رو هم به شرحی که مامانیش نوشته ارسال کرده اند و بهتره دیگه کمتر پی فلسفه بافی باشم و قبول کنم که من هم به زودی یه پدر کت و شلواری عینکی خواهم شد!پدری همچون پدرهای دیگر مشتاق پدر بودن!

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 23:33  توسط بابا |