![]() |
![]() |
|
|
|
سلام دوستای گلم. من برگشتم با صد تا پیشرفت جدید. اولیش این که گرفتن رو خوب خوب یاد گرفتم. همه چیز رو میگیرم و سعی میکنم هر جوری شده ببلعمش! مثلا اگر به همه شیرینی تر تعارف کنید، منم دستمو دراز میکنم تا شیرینی بردارم و اگر منو نبینید و دودرم کنید کلی عصبانی میشم.
دومیش این که دهان و لبهام رو کاملا شناختم. از بازی کردن با لبهام و صدای موتور گازی درآوردن گرفته تا داد و بیداد کردن و به قول مامانی روضه خونی. این قسمت از پیشرفتهام متأسفانه در تصویر نگنجد. حالا شما به یک بوس اکتفا کنید. راستی بابام قرار بود یه چیزی به خاله حمیده بده که این عکسه تو اینترنت منتشر نشه ولی چون تا این لحظه پولی به حساب خاله حمیده ریخته نشده، ببینید و لذتشو ببرید.
سومیش اینه که دوست دارم بشینم هرچند که هنوز بلد نیستم. خودمو به زور منقبض میکنم و بعضی وقتا که بالشم بلند باشه دیده شده که موفق هم میشم. حتی وقتی که حسابی خوابم بیاد!
چهارمیش این که خیلی تپلی و خوش تیپ شدم.
نود و شش تا پیشرفت دیگم هم تمام محصولات و مشتقات آقا گاوه به جز مشتقات درجه اول (شیر و گوشت گاو) است که من دیگه باهاشون آشتی کردم و مامانی لازم نیست در رژیم مخصوص گاوی باشه! از همین جا، جا داره بگم مامانی گلم من قدر سختیهایی که تو برای سالم بودن من تحمل کردی میدونم و هیچ وقت یادم نمیره که ۴-۵ ماه تمام نتونستی شیر، ماست، پنیر، سس مایونز، کشک، ژله، کیک، شیرینی، خامه، کره، شکلات شیری، کاکائو، و تمام غذاهایی که یکی از این مواد در تهیهاش به کار رفته بخوری. حتی مرغی که توی غذاش گوشت گاو بوده. یا گوسفندی که یه بار با خانم گاوه رفتن کافی شاپ!!! :D |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 21:33 توسط آلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| نویسندگان |
|
آلا مامانی بابا |
| پیوندها |
|
خاله حمیده خاله مولود بهار جونم روزبه روحی |
|
RSS
|