تبليغاتX
آلا
Lilypie 1st Birthday Ticker

امروز من هشت ماهه شدم. بفرمایید دهنتونو شیرین کنید تا مامان اعظم هم از شر این شکلاتا راحت بشه! رو دستش باد کرده!

به هر بدبختی که بود حرکت رو به جلو رو یاد گرفتم. اولش خیلی سخت و طاقت فرسا بود. به طوری که حس ترحم هر ببننده‌ای را تحریک می‌کرد. ولی با تمرینات فشرده و چندین ساعته کم کم داره بهبود پیدا می‌کنه. حالا دیگه رسما جزء خزندگان شدم.

ایستادن هم کم کم داره سر و کله‌اش پیدا می‌شه ولی فعلا هیچ ادعایی نمی‌تونم در موردش داشته باشم و بعد از انداختن این عکس هم با کله خوردم زمین و حسابی از دست خاله حمیده دلخور شدم!


این هم یک لبخند زیبا تقدیم به همه‌ی دوستای خوبم. همیشه شاد باشید.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 1:8  توسط آلا | 

ما سیزده به در رفتیم مهمونی خونه خاله حمیده.

یه خورده دنده عقب چهار دست و پا رفتیم:

بعد یه مقدار چرت زدیم

و بعد از ظهر رفتیم به دامن طبیعت

و این هم آلای واقعی در مزرعه!

حالا دیگه تعطیلات تموم شد و من باز تنها شدم!

اخبار جدید هم این که ۶ دندونه شدم، چهارتا بالا و دوتا پایین. بابا می‌گم ولی ماما نمی‌گم. چهار دست و پا فقط دنده عقب می‌رم! باید یه کم ورزش کنم تا پاهام قوی بشه و بتونم به جلو هم حرکت کنم.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 9:29  توسط آلا | 

آخ جون ما داریم می‌ریم اصفهان جای همه‌ی شما خالی.

بفرمایید سمنو!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 21:48  توسط آلا | 

چند وقتی بود که وضعیت درس وکار وزندگی و تداخلات هر روزه ای که با هم داشته و دارند حسابی ذهنم رو به هم ریخته بودند . بعضی وقتها به خودم می گفتم از این بدتر هم مگه می شه؟!تا این که آلا کوچولو چند روزی حسابی سرماخورد،نمی دونید چقدر مظلوم شده بود.تا به حال اینقدر آلا را بد حال ندیده بودم، چشمانی خمار،بدنی گرم، سرفه هایی آزاردهنده و بالا آوردنهایی مکرر....

باشه قبول از این بدتر هم میشه.نمی خوام شعار بدم ولی واقعا ً سلامت وامنیت دو نعمت پوشیده اند وامیدوارم که درسال جدید همگی در سلامت و امنیت باشید.

 آلا کوچولو هم تا چند روز دیگه ان شاءا.. حالش بهتر میشه و تعطیلات هم تموم میشه و باز دوباره کار و درس و زندگانی با همون وضعیت سابق و باز من :که بابا از این بدتر هم میشه مگه؟خدا به داد آلا برسه!!!!

چند تا عکس از آلا در حالتی نزار:

 

 

و این هم آلا درمزرعه!

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 15:22  توسط بابا |