![]() |
![]() |
|
|
|
سلام دوستای خوبم. من آلا ملکخسروی هشت هفتهای شدم و در آستانهی نهمین هفته از زندگیم هستم. آلان حرکات چشمام دیگه کامل شده و آدمایی که از جلوم رد بشن را تا ته با حرکت سر و چشمهام دنبال میکنم. قیافههای آشنا رو تقریبا میشناسم و اگر در حالی که دارم چهرهی شما رو بررسی میکنم قالم بذارید و یهو برید و من نتونم با حرکت سر پیداتون کنم، شروع میکنم به نق و نوق کردن! به شدت در حال یادگیری هستم. مخصوصا صبحها که سر حال هستم حسابی حس بازی و یادگیری دارم. دیروز صبح با خاله حمیده بازی جغجغه میکردیم. خاله حمیده جعجغه رو در زوایای مختلف دید من میبرد و من، هم با صدا و هم بدون صدا، اونو با دقت دنبال میکردم و با حرکت دست و پام نشون میدادم که چقدر از این بازی لذت میبرم! بازی دیگهای که خیلی دوستش دارم اینه که با شکم روی یک بالش (گندهتر از خودم) بخوابم و با پا زدن، بالشنوردی کنم. فقط باید مواظب باشید از اون طرف با کله نخورم زمین! یک توصیه به همهی مامان باباهایی که نینی قد من دارند: ارتباط چهره به چهره از فاصله ۵۰-۶۰ سانتیمتر را توی این سن (از حدود ۲ ماهگی) فراموش نکنید. توی یادگیری و هوش بچه خیلی اثر داره. حتی از فاصلهی دورتر مثلا وقتی توی آشپزخونه دارید غذا درست میکنید بچه رو طوری بذارید که بتونه شما رو ببینه و از همون دور بهش نگاه کنید و باهاش حرف بزنید. این هم آلا در آستانهی فصلی سرد: ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 6:20 توسط آلا |
|
|
امروز اولین عید زندگی منه! عید فطر مبارک. ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:49 توسط آلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| نویسندگان |
|
آلا مامانی بابا |
| پیوندها |
|
خاله حمیده خاله مولود بهار جونم روزبه روحی |
|
RSS
|