![]() |
![]() |
|
|
|
دیروز عصر وقتی بابایی اومد خونه متوجه شدم آلا سریع رفت توی اتاقش. تعجب کردم چون قبلن بهتر از باباش استقبال می کرد! بعد از چند لحظه با صدای هن و هن آلا و گریهی خاصی که یعنی به دادم برسید دویدم توی اتاق، دیدم آلا با یه دست آدم آهنیش رو گرفته و با دست دیگه دست جدا شدهی آدم آهنی که ظهر همون روز جدا شده بود و داره سعی میکنه اونا رو با خودش به هال بیاره. آدم آهنی رو که از دستش گرفتم بدو بدو خودش رو به بابایی رسوند و دست آدم آهنی رو بهش داد. بعد هم با زبون بی زبونی بهم فهموند که آدم آهنی رو هم به بابایی بدم و بعد با اشاره به بابایی فهموند که دست آدم آهنی باید سر جاش وصل بشه! خشکم زده بود. یادم افتاد ظهر موقع خواب وقتی سعی میکرد دست جدا شده رو سر جاش بچسبونه! بهش گفتم الان وقت خوابه وقتی بابایی اومد بهش میگم دست آدم آهنی رو درست کنه!! یعنی یادش مونده که من چه وعدهای بهش دادم؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم دی 1388ساعت 9:55 توسط مامانی |
|
|
یک روز باباحاجی برام یه بادکنک بزرگ خریده بود که وقتی بازی میکردم یهو ترکید! و من شروع کردم به گریه کردن! بعد همه گفتن «ترسید» و بغلم کردن و کلی نازم رو کشیدن! از آن روز بود که با تمام وجود فهمیدم ترس یعنی چی!
و یاد گرفتم که وقتی از چیزی وحشت میکنم به جای گریه و فرار کردن، سر جام وایسم مثل یک شیرزن سرم را بالا بگیرم و فقط با صدای رسا و با لهجهی مخصوص خودم بگم: «ترسید» و پس از این بود که تونستم به این بزرگترا بفهمونم از چه طیف وسیعی از اتفاقات میترسیدم و به روی خودم نمیآوردم. از صدای دریلکاری همسایه بگیر تا صدای مرموز پیچیدن کلید توی قفل و یا یک عطسهی بلند ناخواسته! مثلا یه بار داشتم خواب بد میدیدم و توی خواب نفس نفس میزدم و مامانی که داشت خواب نازم را تماشا میکرد مردد بود بیدارم کنه یا نه! چشمهام رو باز کردم و با دیدن مامانی گفتم: «ترسید» و زدم زیر گریه! این هم عکس من و لپتاپ خاله حمیده هست که هم قد و قوارهی خودمه! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 23:31 توسط آلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1388 آذر 1388 شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 |
| نویسندگان |
|
آلا مامانی بابا |
| پیوندها |
|
خاله حمیده خاله مولود بهار جونم روزبه روحی |
|
RSS
|